محمدفرزاممحمدفرزام، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه سن داره

پسرم هدیه خدا

17 ماهگیت مبارک

17 ماهگیت مبارررررررررک یه عالمه بوس واسه نفس مامان نفس مامانی امروز 17 ماهه شد همیشه پایدار باشی عشق مامانی قد و بالای تو خوشتیپ رو بنازم ...
12 دی 1391

گردش دسته جمعی

سلام به گل پسرم که وقتی بزرگ شد میخواد این دفتر خاطرات مجازی رو بخونه و ورق بزنه و یه سلام به همه دوستای دنیای مجازیمون . روز پنج شنبه 23 آذر تصمیم بر آن شد که فردا که هم روز جمعه هستو هم هوا خوبه بزنیم به دشت و کوه. البته شهر ما از این چیزا نداره فقط یه جاده ساحلی داره خلاصه روز جمعه وسایل و خوراکی هارو آماده کردیمو همگی رفتیم جاده ساحلی.   الهی قربونت بشششششششم برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب میریم تا اونجا گفتیم که وسایل رو جمع کردیمو رفتیم جاده ساحلی...... و اما همراهان آقا جون و مادر جون،که زحمت آماده کردن کبابا با مادرجون بود. خاله معصوم و عمو حسین،خانواده عمو عبدالله و خانواده عمو سهراب عموی با...
12 دی 1391

بلند ترین شب سال 91

شب یلدای امسال هم گذشت.ان شاالله که برای همه به خوبی و خوشی گذشته باشه.   به صد یلدا اللهی زنده باشی انار و سیب و انگور خورده باشی اگر یلدای دیگر من نباشم توباشی و تو باشی و تو باشی     برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مرجعه کنید.   یلدای امسال همه اعضای خانواده بابایی به همراه مامان جون و دایی سعید و خانمش و همینطو خانواده عمو سهراب عموی بابایی خونه ما بودن.خیلی خوش گذشت. همینجا جا داره از مامان گلم و صفورا جون (خانم برادرم) تشکر ویژه کنم. مریم جان(هم عروس گلم)ومحبت خانم دختر عموی بابایی به سفارش خاله معصوم کیک درستیده بودند.دستشون درد نکنه حسابی کیک بارون شدیم و شبمون ش...
5 دی 1391
1